
چند خطی درمورد مسجد کوفه نوشته بودم و مناجات حضرت امیر... همه را پاک کردم... میخواستم بگویم این "سه شنبه" ای که امروز بود،عجیب مثل جمعه ها بود... همین......
ادامه مطلب
آدم ها؛ با همه ی جغرافیای پیچیده ی ذهنی؛ با همه ی تفاوت نقش و نگاره های دل ها، باز هم ؛ شبیه اند بهم... اصلا ؛ بیا مقدمه ها را کنار بگذاریم؛ میخواستم بگویم آدمی که کنج حرم تو آرام گرفته باشد ، دیگر هیچ جای دیگر آرام نخواهد شد.... حالا هم..تلاطمی افتاده به جانم ، از ایوان طلایی حضرت پدر، تا مسجد کوفه... از مسجد سهله و حضور دائمی شما آقا...بغضی کشیده شده تا تهران... از حزن بهت آور حرم حضرت سقا؛ تا زیر قبه ی حضرت ارباب... از غربت سامرا و سنگرهای مدافعان حرمش؛ بگیر؛ تا سنگفرش های صبور و مهربان حرم جوادالائمه... ..... پ.ن: حر کن مرا که جان من از شرم پر شده من را که راه ن...
ادامه مطلب